آنیتاآنیتا، تا این لحظه: 15 سال و 1 روز سن داره

آنیتا نفس مامان

آب بازی و حموم

خوب یادمه که اولین بار مامان جون زهرا تو رو برد حموم آخه اون روزا تو خیلی کوچیک بودی و من هم سرحال نبودم، خدا رو شکر که از آب و حموم نمی ترسیدی و کلی هم لذت می بردی، بعد هم که از حموم می آمدی راحت می خوابیدی... یک روز گرم تابستان (١٣٩٢) هم تو حیاط خونه بابایی جون حسابی آب بازی کردی و خیلی هم بهت خوش گذشت. ...
3 دی 1392

عشق مامان تولدت مبارک

دختر قشنگم آنیتا تو بهترین هدیه زندگی منی و من با تمام وجودم دوستت دارم . روزی که تو پا به این دنیا گذاشتی بهترین و فراموش نشدنی ترین روز از زندگی من بود و هست...  ا مروز خورشید شادمانه ترین طلوعش را خواهد داشت و دنیا رنگ دیگری خواهد گرفت قلبها به مناسبت آمدنت خوشامد خواهند گفت, فرشته آسمانی روز زمینی شدنت مبارک (تولد آنیتا جون 14/08/1390 ساعت 8:20 صبح)   برای دخترم آنیتا جون : وقتی متوجه شدم که تو در وجودمی خیلی خوشحال شدم، ماه اسفند 1389بود و من هنوز سرکار می رفتم و خیلی زود خسته می شدم و البته از فروردین 1390 دیگه سرکار نرفتم. من و بابا مشتاق آمدنت بودیم و اولین بار که به شکم مامان ضربه زدی بهترین...
3 دی 1392

لالا لالا گلم باشی...

لالایی کن بخواب خوابت قشنگه       گل مهتاب شبات هزار تا رنگه یک وقت بیدار نشی از خواب قصه      یک وقت پا نذاری تو شهر غصه لالایی کن مامان چشماش بیداره       مثل هر شب لولو پشت دیواره...   دختر قشنگم هر وقت که خوابت می اومد مامان برات این لالایی رو می خوند.     نگاه کردن به تو وقتی که خوابی لذت بخش و آرام بخش ترین لحظات از عمر من است .     ...
1 دی 1392
1